ابوالفضل مامانـــیابوالفضل مامانـــی، تا این لحظه: 10 سال و 4 ماه و 23 روز سن داره

🌸کودک عاشورایی من ابوالفضـــل🌸

ی روز خوب کنار خانواده (20هفته گی)

پسرکم کلی عکس ازت دارم تو گوشیم  اینجا مدت طولانی هست نیامدم  حالا گفتم بیامو خاطرات و عکساتو ثبت کنم ،، ،،،،، اول اینکه کچلت کردیم ☟ ☟ ☟ 😅😄😂😂 باباجون میگن رشد موهات خوب میشه منکه دوست ندارم این مدلی🙈😄 تا هوا گرمتر بشه میزارم موهات پس بلند بشه مو فرفریه مامانـــــــــی💋😍💜   ...
17 بهمن 1396

9ماهگیت و پیشرفتهات

سلام مرد کوچکم بازم وقت کردم و ٱمدم سراغ وبت تا یک پست جدید از کارها و پیشرفت هاتو ثبت کنم الان ساعت 10شبه باباجونی و نگاری خوابیدن تو هم داخل سالن کنارم دراز کشیدی و مثل من خواب داریو خوابت نمیبره😕😪😪😀 و داری موها و صورتمو چنگ میندازی ونمیزاری بنویسم😀👶 امشب شب سال نو هست 🎇🎆 و انشاللـــه فردا ساعت 11:28:40 لحظه تحویله ساله و اما در ادامه مروری براین ماه شروع ۹ ماهگی چهار دست وپا رفتنو افتتاع کردی😄  اینقدر بامزه دست و پا میکنی ازین اطاق ب اون اطاق کیف میکنم میبینمت.. عاشقــــتم بخدا فرشته کوچکــــمممم💑 اواخر این ماه 9 داری بوسیله دیوار مبل کمد صندلی یا خلاصه بقیه وسایل ایستاده میشی و چند قدم راه میری ...
30 اسفند 1395

شروع 7ماهگی پسرک

سلااام عشق مامان پسرک مامان 6ماهه شددددی اوج شیرین شدنت و شیرین کاریاته مارو دیوونه خودت کردی  باهات حرف میزنیم بازی میکنیم قهقهه میزنی ازته دل هنوزم ماشالله شیکمو تشریف دارین 😀😀 کم کم بهت غذا هم میدم🍪🍳🍮🍝🍲🍜 بیشتر سبزیجات آبپز و سوپ سبزیجات مرغ نون و بیسکویت و این چیزا میدم دستت خودت میخوری  الان خودت تنها مینشینی 👶 ولی باید مراقبت باشیم  نیوفتی امسال اولین عید کریسمسه که کنارمونی عید امسال مامان بابا بزرگت (پدری ) امدن خونمون یه هفته بودن خییییلی خوش گذشت بخدا شیفته ات شده بودن😄 از بس پسرک آرومی بودی ماشالا هزار ماشالا گرسنه ات میشد فقط گریه میکردی غذامیخواستی بابا بزرگ شاکی میشدن که ب...
23 آذر 1395

حضور پسرکم ابوالفضل جان در اولین ماه محرم

السلام علیک یا شهید کربلا پسرک عزیزم  شاهزاده ام  ابوالفضل مامانن چی زود  یکسال گذشت سال گذشته همین موقع بود که متوجه شدم یه قلب کوچکی در بدنم میتپه وخداوند تو رو بهمون بخشید فرشته کوچکم.... امسال  تو کوچکترین فرد عزادار روضه مابودی با لباسی که خودم برات طراحی کردم با ماژیک  قصد داشتم از ایران برات لباس محرمی بیارم قسمت نشد بریم  امسال هم مثل سالهای قبل روضه خوانی بود شهر ما  شب شام غریبان رو هم خداوند قبول کنه ما گرفتیم پسرم  مراسم رو خونه برگذار کردیم برای شام همگی رفتیم مسجد چون مسجدمال ترکها هست نمیزارن اونجا عزاداری کنیم چون ...
22 مهر 1395

یاداشت سه ماهگی پسرکم و سفر هامبورگ

سلام شیرینک مآمآنی الهی من به قربونت بشمم الان سه ماهتوتموم کردی دیگه رفتی توچهارماه ماشالااا اینقدر شیرین شدی که نگووو  صداهای عجیب وغریب از خودت درمیآری باخودت بازی میکنی وپشت سر هم جیغ های بلند میکشی خداروشکر هنوزم که هنوزه پسرک آرومی هستی اصلا آزارم نمیدی  اماخیلی شیکمو تشریف دارین آقآااااا گرسنه میشی  هیچ کس رو نمیشناسی به محض اینکه شیکمت سیر بشه دوباره آرومی   همچنین پستونکت اصلانباید ازت دور باشه تعطیلات امسال عمو جمشیدت وخانواده ش آمدن خونمون ی هفته بودن مهسا معصومه دخترعموهات که عاشقت شده بودن همش بغل اونا بودی بعد ی هفته باز همگی باهمدیگه رفتیم هامبورگ خونه عمه فاطمه همگی دور...
22 شهريور 1395

🌷پســـــرک نازم زمینی شدنت مبــــااارک 🌷

سلام پســــرک شیرینم عزیز دلــــــــــممم نفســـــــــــــــــــممممم بلاخره بعد ۹ ماه انتظار به دنیاآمدی و قدم به روی چشمای ماگذاشــــــتی و صورت ماهتـــــــــوو دیدم همون روز یکشنبه که شما بدنیا آمدی من ساعت ۳بعد ازظهر بیمارستان وقت چکاپ داشتم هنوز سه روز مونده بود به تاریخ زایمان ک دکتر داده بود ظهرش تمام لباسهای که مهم بود و لازمشون داشتیم رو انداختم لباسشویی تاشسته بشه و برای سه روز بعد تمیز باشه ظهر نهار رو هم درست کردم خوردیم🍗🍟 گفتیم ی ساعتی بخوابیم چون ساعت ۳ میریم بیمارستان سرحال باشیـــم که یهو دردام شروع شدو علایم زایمان نیم ساعتی جدی نگرفتم بعد احساس کردم نهههه جدیه شوخی وردار نیـــس سریع هم...
14 تير 1395

نامه ی به پسرکم روزای اخر بارداریم..!!

سلام پسرک گلم سلام شیرینکم   خوبی  خداروشکرحال منو بابایی وخواهرکت خوبه وسخت مشتاق آمدنت ودیدن روی ماهت هستیم   مدتیه وباگتو آپ نکردم راستش کم میام نت چون میگن زیادی نت امدن و فرکانس موبایل وغیره برای پسرکم خوب نیست     قربان صورت ماهت بشم من  شاهزاده ی من  تووو  غرورمـــــــــــ افتخارم همه چیــــــــــزم همه کسم هستـــی انشالا خداتو رو بهم نگهداره و پیشرفتهاتو تو زندگی ببینم بهت افتخار کنم مادرکم...!! تو ونگاری عزیزانم  وثمره عشق منو عزیز دلم هستین ازهمین الان که هنوز تورو ندیدم عاشقت شدم انگار چندین ساله میشناسمت  بوتو احساس میکنم خواهر نازت...
30 ارديبهشت 1395

خواب عجیب من در شب شهادت بی بی فاطمه زهرا ..

  سلام پسرک نازم خوبی فدات بشم من نمیدوم الان کجای وچند سالته که داری این نامه منو میخونی نمیدونم منو داری یاکنارت نیستــــم ولی اینو بدون که حتی باوجود اینکه هنوز صورت ماهتو ندیدم  ولی خیـــــــــلی دوستت دارم میمیرم برات پسرک شیرینم ....!! الان ۵ونیم ماهه تو شیکمم هستی دیشب خوابتو دیـــــدم قشنگ صورت ماهتو دیدم  ودر کنار همه اینا ,,اتفاقات خیلی عجیبی رو در خواب دیدم,, مطب دکتر رفتم داخل مسجدی بنام امام سجاد بود  مشهــــدکه بودیم همیشه برای نمازجماعت میرفتم اونجا دکتر گفت میخواد سنوگرافی کنه وتو رو از داخل مانیتور واحوالاتتــــو نشـــونم بده تو رو دیدم داخل شکمم  خیلی ناز ومعصوم خیل...
4 اسفند 1394